عرضم خدمتتون که بنده وارد وادی سرودن شعر سپید شدن امیدوارم کسانی که در این کار سر رشته ای
دارن به من کمک کنند.(یه وقت نا امیدم نکنید ها).![]()
تصویر صدای تو در چشمهایم حلقه زده
باران خوردگی نگاهت را.
در انجماد تردید
انگار یخ میزند
تنواره ی دستهایت
در قطب جنوب نگاهم. ![]()
یک هوا دریچه ی نگاه پنجره خالی از دیدن است
و امتداد این نگاه
هرچند دریوزگی دستهای توست
اما چه باید کرد
وقتی که قفل نگاهمان
حصاریست خانه ی چشهما یمان را.
زیباست آن سوی پنجره را به نظاره ایستادن
در دریغ روزهایی که از یاد رفته ان
و توسن باد
که بارداری گلها را نوید میدهد
آری بهاران است ![]()
خوب دوستای خوبم این ۳ ستا شعر کوتاه سپید بود . من را راهنمایی کنید . ممنونم.
![]()
![]()
بای

