تبليغاتX
اینجا قفس نیست نفس بکش

اینجا قفس نیست نفس بکش


آرام تر بيا اينجا چشم هاي من منتظر قدم هاي توست

درباره وبلاگ








امكانات جانبي

  • RSS 2.0

 

 

سرنوشت خيره سر بدجور مي­تازد به من

گرچه هربار از قفا، ناجور مي­بازد به من

 

 مي­زند از ضعف، لاف قدرت و هربار باز

صبر من مي­بيند و از شرم مي­نازد به من

 

بس كه سختي ديده­ام از زندگي در اين جهان

 غصه و اشك نهاني، خوب مي­سازد به من

 

 دستي از ظلم فلك، دستي دگر از عدل او

 با سماجت هريكي بي وقفه پردازد به من

 

 تا نگيرم آنچه را از جان و دل ميخواهمش

 هرچه سنگ خاره ميخواهد بياندازد به من

 

 دل كه سهل است، سر به پاي آرزو خواهم نهاد

 باز اگر ظلم و جفا از نو بيآغازد به من

 

 

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

چون رهگذري آمدي و باز فرو ريخت

آن خانه كه در دوري تو پايه نهادم

آنقدر تو دشواري و پيچيده نهاني

هرچند كه من پا به دلت ساده نهادم

يكبار براي من ديوانه خدا باش

اي آنكه برايت ز خودم مايه نهادم

برخيز و بيا دست من از مهر به بر گير

چون بر سرم از آرزويت سايه نهادم

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387